اگر پسری مشکل مالی داشته باشد، خوش شانس است که دوست دختر دارد. او همچنین ممکن است بی خانمان شود. اما باز هم به خاطر پول از دوست دخترش جدا شد و به دوستش داد. خوب، این دیوانه است که چگونه بعداً در چشمان او نگاه می کند، در حالی که پول مشکلی ندارد. بیشتر از همه برایم جالب بود که چگونه دختر با نگاهی راضی دانه این دوست ثروتمند را گرفت. در آن لحظه به این فکر کردم که آیا او هنوز به دوست پسرش نیاز دارد؟
با توجه به اینکه آنها چقدر مشروب مینوشیدند، تعجب نمیکنم که ایده یک سه نفری داشته باشند. به خصوص که مامان خیلی بدجنس است. بوسیدن دخترت در مقابل دوست پسرش به این معنی بود که خودت را به عنوان یک بیدمشک برای همسریابی معرفی کنی. و آن مرد با کوبیدن هر دوی آنها از آن پیشنهاد استفاده کرد. او حتی زمانی که بین پاهای دوست دخترش قرار گرفت، اسپرم خود را با مادرش تقسیم کرد. لعنتی، این عادلانه است!