یک پدر مهربان همیشه از دخترش مراقبت می کند. اگر لازم باشد می رود زیر دوش و به اتاق خواب می رود. و دختر، به هر حال، واقعاً به توجه والدینش نیاز دارد. بله، آن طور که او تصور می کرد نیست، اما او در مورد والدین چه می داند؟ بابا بهتر می داند که به او درسی بدهد. این بار موضوع رابطه جنسی زن و مرد بود. و به نظر می رسید که دخترش آن را به خوبی یاد گرفته است. او مطیع بود در حالی که او او را لعنت می کرد. البته او هنوز باید مطالب را تقویت می کرد و بابا قول داد این کار را انجام دهد. بله، و او نیز به او عشق زیادی دارد.
برای هر سه رابطه جنسی یک آزمون قدرت بود، و می توانم بگویم که بلوند و سبزه هر دو شایسته این آزمایش بودند و توانایی او را برای خشنود کردن پسر نشان می داد. تحت تأثیر بی قراری مردی که همه سوراخ ها را کار می کرد، توجهی به گریه های فاحشه ها نداشت. ژست سبزه با پاهایش به سمت بالا بیش از همه تحت تأثیر قرار گرفت - با چنین راحتی و چابکی الاغ پسر می پرد و خروس هدفش را می داند.
اونم یه مو قرمز خوش قیافه