یک سبزه زیبا مدتهاست که چشمش به یک پسر بوده است. برای سرگرم کردن او، او مانند یک اطلسی لباس می پوشید. و دیری نیافت تمام سوراخ های او قبلاً با انگشتان و زبان گرم شده بود، شکاف های مرطوب آماده استفاده بود. و روشن بود. آیا او از این موضوع خوشحال بود؟ البته از شور و شوقی که او با آن تکان میخورد آشکار بود. وتر پایانی... و تقدیر از صورتش به سمت سینه هایش چکید. آه، من هم چند جرعه دیگر به او می دادم!
فصل ساحل در اوج است و ریسک چیز نجیبی است، یک زوج عاشق هیچ اشتباهی مرتکب نشدند، آنها فقط با شور و شوق برای تفریح در ساحل فک کردند. گاهی اوقات لازم است محیط را تغییر دهید یا در خانه یا اتاق هتل، رابطه جنسی از قبل حوصله سر رفته و جالب نیست. چه خوب که هیچ گردشگر دیگری در آن نزدیکی نبود و زوج جوان توانستند نهایت لذت را ببرند.
علیا اجازه بده من هم انجامش بدم